تبلیغات
خودم وخودت اکیلا
 
خودم وخودت اکیلا
*** قشنگ ترین* زیبا ترین *جدیدترین***
                                                        
درباره وبلاگ

تقدیم به تو که نمی دانم در خاطرت می مانم یا برایت خاطره می شوم . دوستت دارم نه به خاطر آنکه دوستم بداری ، بخاطر آنکه لایق دوست داشتن هستی
سلام خدمت شمادوست عزیز
این وبلاگ برای سرگرمی ایجاد شده واز شما خواننده عزیزصمیمانه تقاضاداریم مارا بادادن نظرات خودتون برای رفع اشکالات وبلاگ راهنمائی کنید.
درضمن هرکس از شمادوستان عزیز تمایل به تبادل لینگ داره ازطریق نظر یاپیام به ما اطلاع بده.
مدیر وبلاگ : RAISI
نویسندگان
نظرسنجی
مطالب این وبلاگ در چه حدی است؟








صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اوکسین ادز معتبرترین و بزرگترین سیستم کسب درآمد وبمسترها
مشاهده جدول کامل لیگ برتر ایران

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت


كد موسیقی برای وبلاگ

نام :
ایمیل :
موضوع :
متن پیام :



سه شنبه 10 آبان 1390 :: نویسنده : RAISI

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

بسمه تعالی

با عرض سلام وخسته نباشیدخدمت شما خواننده عزیز ازاینکه دارید ازوب من بازدید می کنید از شما بی نهایت سپاس گذارم.

توضیحات مختصری درباره وب:

این وبلاگ(خودم وخودت اکیلا)فقط جهت اطلاع رسانی اخبار ومطالب جالب به شما عزیزان وپر کردن  اوقات فراغت خودم ایجاد شده است.

واما شما عزیزان امیدوارم که شما دوستان عزیز همچون گذشته مارا درامر زیبا سازی وبهتر سازی این وبلاگ مورد عنایت نظر پربارتان قرار بدهید ومارا لایق شنیدن نظرات خودتون بدونید.

حالا شما عزیزانی که مایل به تبادل لینک با وب خودتون هستید .ابتدا منو بااسم خودم وخودت اکیلا لینک کنید بعدا به ما ازطریق پیام یا نظر اطلاع بدید وفر موجود در وب رو پر کنید تا دراولین فرصت تائیدش کنم.

منتظر نظرات گهر بارتان هستیم.

(خودم وخودت اكیلا)






نوع مطلب : عکس های جالب، عاشقی، طنز، دختر-+- پسرا، اخبار جالب، مطالب باحال، 
برچسب ها :




یک دختر خانم خوب باید اینجوری ها باشه (طنز تصویری)
مشخصات یک دختر خانم خوب!!
 
یک دختر خانم خوب باید اینجوری ها باشه (طنز تصویری)
 
یک دختر خانم خوب باید اینجوری ها باشه (طنز تصویری)




نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :




پنجشنبه 14 دی 1391 :: نویسنده : RAISI

روزی که مرگ من فرا می رسد

صدایت را نشنیده شنیدم

و فریادت را

لبخندت را ندیده دیدم

و عشقت را

دستانت را لمس نکرده حس کردم 

و آغوشت را

  چگونه باور کنم

حال که کنارم هستی

به آرامی دستم را می فشاری 

می دانم این یعنی …

میدانم ما به هم نمی رسیم یعنی چه؟ 

یعنی شروع تنهایی مزمن من 

یعنی رویاهایی که رنگ کابوس می گیرد

می دانم

همه چیز را می دانم

از سفرت خبر دارم

از رفتنت

از تنهایی خود

از اشک های فروخورده ام

از بی خبری های طولانی

از نیلوفرهای نشکفته باغچه ات 

خبر دارم

از قاصدک هایی که همیشه سکوت میکنند

آسمانی که هنوز ستاره هایش را نکاشتی

و زمینی که اقیانوس اش را نیفراشتی

میدانم

درد ترک خوردن را میفهمم

درد پایان رسیدن را باور دارم

میدانم وقتی از زلال شدن کلبه میسازی

از امید شعر میبافی یعنی چه؟

تو که چشمهانت هم همیشه باغ بهشت را به تصویر می کشد

بی دلیل نیست اگر گام هایت زمین را باور نداشته باشد

صدایت را به وضوح از فرسنگ ها دور می شنوم

گیرایی خاصی دارد

امواج نفس هایت از شبکه های توری پنجره اتاقم

چه بی پروا عبور میکند

انگار نه انگار

که کلبه ویرانه قلبم برای پادشاهی چون تو میزبان کوچکی ست

چقدر این کابوس عذابم می دهد

کویر قلبم حتی با اقیانوسی که چشمانم از فصالت جاری کرده هم سیراب نمی شود

نوشتمت شاید عاشقت کنم

که در قصه مان به هم برسیم

اما در باغ بهشت را برای همه نمی گشایند

نگو شو دیش

آغوشت باز شد

نه برای من که برای پرواز

می خندم

برای لبخندی که ندیده اما شنیدمش

موهایم را پریشان می کنم و رخت سپید بر تن می کنم

گونه هایم سرخ می شود از حس همیشگی بودنت

بی حضورت سما می رقصم

سد چشم هایم باز هم می شکن

رمقی برایم نمانده حتی برای گفتن سلام

سراسیمه  می شوند همه

رخت هایشان چون ابرها تیره می شود

سیل می آید ریل ها را می برد

و مسافران جا مانده از قطار به بدرقه ام می آیند

و مادرم

تو زیباترین هدیه بودی برای نوجوانیم

تو را بسی سپاس که آرامشم شدی

بی تابی نکن ، جان همه ی شب نشینی هایمان

بگذار لحظه ای کوتاه آغوشت را لمس کنم

برای پدرم شربت ببرید امروز جشن سپید پوشی من است

او عاشق پای کوبیست

برایش میرقصم برای همه ی سالها که گفت و نشنیدم

مادرم هم می رسد

چه سخت مرا آشفته کرد وقت نبودنش

آمدنش را سپاسمیابم ...

تک تک فانوس هایی که در قلبها روشن کرده بودم

هنوز هم سوسوئی هست

کبه ام روشن می شود

روشن تر از روزهایی که خروس نداشت

و با صدای گوش خراش ساعتم آغاز می شد

پرنده می شوم 

ستاره ها را کنار میزنم

ماه را لمس میکنم

تو را هنوز هم فراموش نکرده ام

در قاب ماه تو را می یابم

به تصویرت راضی نمی شوم 

اوج میگیرم

پله پله تا ملاقات خدا 

توشه ام کافی نیست .. حیف

می سپارمش بر باد

و خدا همین نزدیکیست

آغوشش را می گشاید و من

غرق می شوم در نور

هیچ حرفی نیست

سکوت محض است و آرامش ابدی 

لحظه ای میگذرد

چشمهایم را میگشایم 

همه جا سپید است

مثل باغمان وقتی که تو قصد سفر کردی

و من سپید پوشم و جامی در دستم

زمین سخت نیست گویا بر بال ابرها نشسته ام

ماه در دوردست قلبم را می لرزاند

می توانم تو را بیابم

صدای خنده هایت را می شنوم

تو باز هم شاهزاده ای و قصرت در بالاترین آسمانهاست

باید به تصویرت در قاب ماه دلخوش باشم

و به صدای خنده هایت

زمین را می شود دید

اندوه …فانوسهایی را که روشن کرده بودم بی رمق کرده

من در آرامشم در سپیدی مطلق اما

هنوز هم وصالی نیست

غم و اندوه توشه ام را ربود

کاش می شد آن روزها قدمی بیشتر بر میداشتم

شاید مرا آسمانی بالاتر میبرد

و عطر معشوقم مشامم را نوازش می کرد

و به اراده ای … باز هم به آغوش می کشید مرا

افسوس…





نوع مطلب : عاشقی، 
برچسب ها :




پنجشنبه 14 دی 1391 :: نویسنده : RAISI

کجایی؟
 

کجایی که ببینی چه دردی میکشم…

کجایی که دلم هزار راه می رود…

چه کارش کنم؟

کودک درونم را می گویم

بی تابی  می کند…

کودک است دیگر… 

ولی تو چی؟ 

دریغ از یه ذره احساس…

دلم زخم دیده است مرحمش نمیشوی؟

مرا بگو که به چه کسی دل خوش کرده ام… 

کسی که نگاهش مهربان ولی …

به خدا انتظار هم حدی دارد…

تو جای من بودی…

الان دیگر از وجودت جز خاکستر نرم باقی نمانده بود…

چه بگویم؟

چه بگویم که هر چه می گویم…

فقط یک سخن ساده…

دیگر نمی گویم…

دیگر نمی گویم که اگر بگویم…

جز دل پر خون چیزی از من باقی نمی ماند…

تصمیم با خود توست…

یا دل پر خون یا …





نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها :




امشب سرآن دارم . تا با تو سخن گویم راه تو بپویم من . اسرار تو راجویم

امشب به درت خواهم . تاصبح همی کوبم تا خود به درآئی زان . عطرت به صفا بویم

امشب زغمم تاصبح . حرف دل خود گویم پیمانه به پیش آری . تا باز کنی رویم

امشب زمیت نوشم . تا مست کند آن می، من را که گنه کردم . بسیار مدد جویم

امشب به سرم می زن . بی خود ز خودم گردان زیرا که ز رویت من . بسیار شرم رویم

امشب به درت کوبم . تا بازکنی در را می کوبم و می خواهم . دست از گنهم شویم

امشب در لطفت را . بگشا زبرم جانا مردانه تو را گویم . راهت به لقا پویم

امشب زمیت ساقی . مستم توچنان گردان تا بازشوم عبدت . کفران نشودخویم

امشب که نهم برسر. قرآن تو را تا صبح، خواهم که به درگاهت . آشفته کنم مویم


امشب ز تو می خواهم . تاعفوکنی من را زین رو به درت تا صبح . خاک ازتوبه می سویم

امشب بپوشم جوشن . با خواندن نامت من یارب زبلاهایت . ایمن بنما کویم!






نوع مطلب : عاشقی، طنز، 
برچسب ها :




سه شنبه 13 دی 1390 :: نویسنده : RAISI
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی

آهنگ اشتیاق دلی درد مند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق

آزار این رمیده ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت

اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان

عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام

خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من

ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی

من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم

با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند  صبح

بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند

خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب





نوع مطلب : عاشقی، دختر-+- پسرا، 
برچسب ها : وقتی دلگیری و تنها،




دوشنبه 5 دی 1390 :: نویسنده : RAISI

من پذیرفتم که عشق افسانه است  ...    این دل درد آشنا دیوانه است

 می روم شاید فراموشت کنم      ...     با فراموشی هم آغوشت کنم

می روم از رفتن من شاد باش      ...       از عذاب دیدنم آزادباش

 گر چه تو تنها تر از ما می روی     ...      آرزو دارم ولی عاشق شوی

 آرزو دارم بفهمی درد را          ...          تلخی بر خوردهای سرد را

...............................................................

دیگه یار نمی خوام وقتیكه می بینی عشق دوروغه  چراغش بی فروغه

آخه وقتی كه وفا نیست عشقو عاشقی چیست؟؟؟

............................................................

بدترین شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنارش باشی و بدانی كه هرگز به او نخواهی رسید هیچ كس لیاقت اشك های تو را ندارد و كسی كه چنین ارزشی دارد ... باعث ریختن اشك های تو نمی شود 
 

..........................................................

نقش كردم رخ زیبای تو بر خانه دل........خانه ویران شدوآن نقش به دیوار بماند

..........................................................

دانی كه چرا زمیوه ها سیب نكوست نیمش رخ عاشق است و نیمش رخ دوست

 آن زردی و سرخی كه درآن می بینی زردی رخ عاشق است و سرخی رخ دوست.

 آن دوست كه بی وفاست دشمن به از اوست... آن نقره كه بی بهاست

آهن به از اوست

....................................................

در نگاه كسانی كه پرواز را نمی فهمند ،

 هر چه بیشتر اوج بگیری كوچكتر خواهی شد

...................................................

آن كس كه می گفت دوستم دارد عاشقی نبود كه به شوق من آمده باشد،

رهگذری بود روی برگهای خشك پاییزی راه می رفت صدای خش خش برگها

 همان آوازی بود كه من گمان میكردم میگوید:            دوستت دارم

 

بدرود ..........


 





نوع مطلب : عاشقی، 
برچسب ها :






( کل صفحات : 21 )    1   2   3   4   5   6   7   ...